عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )
60
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )
زمخشرى گويد : پيغمبر ( ص ) عتاب بن اسيد را بر مكه گماشت ، و او بر منافقان سختگير و با مؤمنان نرم بود و گفت : هر كس از نماز جماعت تخلف كند ، گردن مىزنم كه جز منافق كسى از نماز تخلف نمىجويد . ابو زيد مجاجى در شرح مختصر ابن ابى جمره از سيرهنويسان نقل كرده است كه عمر و على ( ع ) ، موقع فجر از خانه بيرون مىآمدند و مردم را براى نماز صبح بيدار مىكردند و هر دو وقت سحر ضربت خوردند . معلوم مىشود بيدار كردن مردم ، مكروه و حرام نيست ؛ بلكه از باب « تعاون در برّ » است ، چنان كه از عمر نقل كردهاند : « اوقظ الوسنان و اطرد الشيطان ؛ خفتگان را بيدار ، و شيطان را طرد مىكنم » . در تاريخ بيوتات فاس آمده كه منديل بن زنبق به دستور خليفه ابو عنان ، مردم را براى نماز سر وقت دعوت مىكرد و متخلف را تازيانه مىزد . خاندان بنى زنبق معروف است . آوردهاند بلال صفها را مرتب مىنمود و با تازيانه بر پاشنههاشان مىنواخت كه منظّم بايستند . مؤلف گويد : اين ظاهرا در زمان پيغمبر ( ص ) و بين اذان و اقامه بوده است ؛ چرا كه در حديث داريم بلال بعد از پيغمبر ( ص ) براى كسى اذان نگفت ، مگر يك بار در مراجعتش از شام در زمان ابو بكر . ( 1 ) در الصحيح از سائب بن يزيد نقل است كه در مسجد خوابيده بودم ، عمر ، مرا با پرتاب سنگريزه بيدار كرد و گفت : برو آن دو مرد را بياور . رفتم و آوردم . عمر پرسيد شما كيستيد و از كجاييد ؟ گفتند از طائف . گفت به خدا اگر از اهل مدينه بوديد ، شما را مىآزردم ، صدا در مسجد پيغمبر ( ص ) بلند مىكنيد ! ؟ در الموطأ آمده است : عمر محوطهاى در مسجد مشخص ساخت به نام بطيحاء ، و گفت هر كس مىخواهد شعر بخواند ، صدا بلند كند ، همهمه و غلغله كند ، آنجا برود . در الاستيعاب آمده است كه عباس عموى پيغمبر ( ص ) در جاهليت رئيس قريش بود و عمارت مسجد الحرام را بر عهده داشت و بدون سخن درشت مردم را به همكارى وامىداشت و كسى نمىتوانست از مشاركت در عمارت مسجد الحرام امتناع نمايد ؛ چرا كه محل اجتماع قريش بود و بر آن هم داستان بودند . پس كار را به دو واگذاشتند و خود به دو يارى مىنمودند . ( 2 ) متصدّى آب وضو و شستشوى پيغمبر ( ص ) منظور ، كسى است كه در حالت نياز ، براى حضرت آب مىريخت يا در صورت لزوم ، از راه